loading...

وکلای ایرانی

M
بازدید : 13
يکشنبه 30 مرداد 1401 زمان : 0:59

اضافه کردن وکیل:

وکیل چیست؟

وکالت قراردادی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را به عنوان نماینده خود برای انجام کاری تعیین می کند.

وکالت نوعی وکالت در امور حقوقی و اعتباری است نه در امور مادی. طرفین قرارداد وکالت موکل (کسی که وکالت می دهد) و وکیل (کسی که وکالت می پذیرد) هستند.

تعدد وکلا چیست؟

این امکان وجود دارد که شخصی در یک موضوع همزمان وکالت چند نفر را داشته باشد، به عبارت دیگر به دفتر اسناد رسمی مراجعه کرده و وکیل دیگری را به عنوان وکیل اول تعیین می کند.

اگر دو وکیل تصمیمات متفاوتی بگیرند چه؟

اگر تصمیمات قابل جمع بندی نباشد، تصمیم قبلی اجرا می شود.

در صورتی که اولویت و تاخیر دو تصمیم مشخص نباشد، هر دو رد می شود.

در صورتی که اولویت و تأخیر تصمیمات معلوم نباشد، ولی تاریخ یکی از آنها معلوم و تاریخ دیگری معلوم نباشد، همان تصمیمی که تاریخ آن معلوم است اجرا می شود و رأی دیگر بر اساس اصل قانون اساسی لغو می شود. تاخیر در وقوع حادثه

اضافه شدن وکیل در وکالت غیر قابل فسخ چگونه است؟

همانطور که گفته شد، استخدام وکیل دیگر به این معناست که موکل وکیل دوم را به وکیل اول اضافه می کند.

شرایط اتخاذ تصمیم در وکالت غیر قابل فسخ

در وکالتنامه غیر قابل فسخ تصمیم با توافق هر دو وکیل قابل اتخاذ است.

یا موکل می تواند وکیل دوم را به عنوان سرپرست استخدام کند.

پیوستن به وکیل در طلاق

اگر همه از آن مطلع باشند، قرارداد وکالت:

عقد عهد و اذن است.

ازدواج توافقی است.

و بالاخره ازدواج جایز است.

یعنی وکیل و موکل می توانند هر زمان که بخواهند قرارداد وکالت را فسخ کنند یا وکیل از انجام وظایف خود منصرف شود.

عقد وکالت در همه امور به این صورت است مگر اینکه طرفین در وکالتنامه غیرقابل فسخ بودن آن را قید کنند.

اضافه شدن وکیل در ازدواج دائم

مثلاً در عقد نکاح، وکالت زن در جهت طلاق، نوعی وکالت است که قابل رفع است، مگر اینکه در عقد نکاح قید شده باشد که وکالت طلاق از طرف مرد. به تنهایی قابل حذف نیست در چنین شرایطی زوجین می توانند برای رهایی از چنین مشکلاتی وکیل دیگری را اختیار کنند.

شرایط اضافه شدن وکیل در طلاق

زن و شوهر می توانند برای استخدام وکیل به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند و سپس فردی را که از نظر مرد مورد اعتماد است به عنوان وکیل خود انتخاب کنند.

پس از آن دفاتر اسناد رسمی از طرف زوج در قالب اعلامیه فرزندخواندگی وکیل به زوجه ابلاغ می شود. در چنین مواردی زوجه باید با وکیل تصمیم گیری کند.

M
بازدید : 7
يکشنبه 30 مرداد 1401 زمان : 0:54

1. ماهیت وکالت

هر چند وکالت یک وکالت ساده نیست و جزء وکالت غیرقابل فسخ و دائمی محسوب می شود. اما عقد از نظر ماهیت جایز است و مانند وکالت ساده با فوت یا جنون طرفین فسخ و از بین می رود و دیگر ارزش عملی ندارد و باطل می شود و اگر این چندین بار وکالت نامه تفویض شده است، به همین دلایل همچنان از بین می رود. رودخانه

اما اگر وکیل به موجب عقد بیع مال را از موکل خریده و از موکل (فروشنده) وکالت گرفته باشد:

در این صورت، مثلاً اگر موکل فوت کند، هر چند وکالت نامه باطل و از بین برود; اما به معنای تضییع حق وکیل (یعنی خریدار) نیست و مالکیت آن پابرجاست; چون طبق عقد بیع مالک مال بوده و در این صورت وراث موکل باید رسماً ملک را به وکیل منتقل کنند.

لذا لازم است افراد پس از اخذ وکالتنامه فروش ملک یا خودرو نسبت به انتقال قطعی و رسمی در دفاتر اسناد رسمی بدون حضور موکل (فروشنده) اقدام نمایند. زیرا با فوت مثلاً موکل (فروشنده) آن وکالت دیگر ارزشی ندارد و ورثه متوفی باید سند رسمی را منتقل و امضا کنند که این کار زمان بر است و مشکلات زیادی دارد.

2. اشتباهات رایج در مورد وکالت

برخی به صورت وکالت معامله می کنند و معتقدند که از طریق آن مالکیت پیدا کرده اند; اگر این باور اشتباه است زیرا وکالت فقط به این معناست که وکیل به وکالت از موکل وکالت می کند و نشان دهنده انتقال وکالت نیست و هیچکس نمی تواند با وکالت ادعای مالکیت کند مگر اینکه طبق قراردادها به او منتقل شود. مانند بیع، صلح یا اهداء. بوده است.

بنابراین افراد در خرید و فروش ملک خود باید معامله ای را در قالب عقد بیع انجام دهند و مالکیت خود را تثبیت کنند; زیرا اگر شخصی بدون تنظیم قرارداد بیع به عنوان وکالت معامله کند و بعد مثلاً موکل فوت کند در این صورت همانطور که گفته شد وکالت تلف می شود و ظاهراً وکیل دیگر نمی تواند با این وکالت مالکیت را ثابت کند و مالکیتش را ثابت کند مشکل می شود مگر اینکه وکیل با دلایل و مستندات مالکیت خود را ثابت کند.

3. تفاوت وکیل و وکیل دادگستری

یک سوال در مورد وکالت غیرمسلح به ذهن خطور می کند و آن اینکه آیا موکل در وکالت غیرمسلح خود می تواند وکالت را انجام دهد؟ یعنی اگر بیع خانه مجردی باشد; با اینکه موکل خود را از حق عزل وکیل سلب کرده است آیا می تواند بفروشد یا خیر؟

در پاسخ باید گفت که وکالت خود وکالت دو مقوله مجزا و مجزا است و انجام وکالت در وکالت توسط خود موکل منع قانونی ندارد و موکل می تواند همان کاری را که دارد انجام دهد. به دیگری تفویض می شود و در این قرارداد وکالت فسخ می شود.

اما باید توجه داشت که اگر موکل در چارچوب عقد خارجی، وکالت لازم را از خود سلب کرده باشد، موکل حق عزل وکیل را از دست داده و حق انجام وکالت را نخواهد داشت.

همچنین اگر موکل مال منقول یا غیرمنقول خود را به صورت بیع به وکیل فروخته باشد و سپس موکل بدون اجازه وکالت را به وکیل فروخته باشد. در این صورت موکل حق انجام وکالت را ندارد زیرا مالکیت از دست موکل خارج می شود و انجام وکالت توسط موکل جرم و بیع مال غیر محسوب می شود.

لذا شهروندان عزیز لازم است نسبت به انتقال سند رسمی نسبت به اموال خود (اعم از ملک یا خودرو) اقدام نمایند و یا در صورت عدم امکان واگذاری به دلیل موانع و مشکلات قبل از تنظیم مبایعه نامه اقدام به تنظیم سند فروش (بیع عادی) نمایند. وکیل برای فروش و در زمان مناسب توسط وکیل فروش بدون حضور مشتری انتقال رسمی انجام دهید.

همچنین به روسای دفاتر اسناد رسمی پیشنهاد می شود در ترتیب وکالتنامه بیع، شرط «موکل علاوه بر عقد خارجی لازم، ابطال و ابطال وکالتنامه را انجام دهد». اموال یا اتومبیل هایی که قبلاً توسط مشتری فروخته شده است.

4. پیامدها و مشکلات وکالت

هر چند وکالت حقوقی در بیشتر موارد اهداف طرفین قرارداد را برآورده می کند و دارای شایستگی هایی است. اما در مواردی عواقب و مشکلات سنگینی به همراه دارد و با امضای وکالتنامه رسمی، افراد بدون مجوز تمامی دارایی و دارایی خود را از دست می دهند.

این موضوع به دلیل عدم آگاهی کافی و آگاهی لازم از وکالت است. لذا به شهروندان محترم توصیه می شود در اعطای وکالت به شخص یا اشخاصی دقت لازم را داشته باشند تا در آینده دچار مشکل نشوند. زیرا عده ای از طریق این نمایندگی مرتکب کلاهبرداری می شوند.

پس اولاً وکالت بدون وکالت باید در امور خاص باشد نه عام. ارائه شود ثالثاً، این نوع وکالت در موارد خاص، مثلاً در مورد پولی که به وکیل منتقل شده است. در اصل باید داده شود.

M
بازدید : 8
يکشنبه 30 مرداد 1401 زمان : 0:45

نکاح یا ازدواج چیست؟

نکاح یک اصطلاح قانونی برای ازدواج است که در جامعه ایرانی و مردم عادی از آن به عنوان ازدواج یاد می شود. این نکاح قراردادی است که به موجب آن زن و مرد زندگی مشترکی را آغاز می کنند که برای هر یک از آنها علاوه بر حقوق و حقوق عاطفی آنهاست. و از نظر اخلاقی نیز حقوق زیادی برای مسائل حقوقی برای تعهد بیشتر و حفظ حقوق فردی در ازدواج در نظر گرفته شده است. در احکام اسلام مسائل شرعی ازدواج بسیار مهم است. و بر اساس آن بنیان خانواده شکل می گیرد

در اسلام دو نوع ازدواج وجود دارد که در ایران و کشورهای اسلامی رعایت می شود. انواع ازدواج نیز در جامعه ایرانی رایج است. که در ادامه به معرفی آن می پردازیم.

• ازدواج دائم

• ازدواج موقت

مسائل حقوقی ازدواج دائم

ثبت ازدواج دائم برای آقایان الزامی است. از آنجایی که ثبت ازدواج دائم اجباری است و عدم ثبت نام مرد منجر به حبس می شود، مردان این ازدواج را به دو صورت ثبت می کنند.

• یا به دادگاه مراجعه می کنند و از دادگاه اجازه ازدواج مجدد می گیرند، در صورتی که دادگاه به مرد اجازه دهد عدم تمکین زن را ثابت کند.

• یا عقد به صورت عادی انجام می شود و بعد زن دوم از مرد شکایت می کند تا عقد را ثبت کند.

در مراسم عقد، اکثر پسران و دختران با چشم بسته بدون مطالعه دقیق 12 شرط مندرج در سند ازدواج و آگاهی کامل از مفاد آن به دلیل شادی و هیجان زیاد، بندهای مختلف را امضا می کنند.

عقد و شرایط طلاق از زوجه

پس با احراز هر یک از این شرایط و اثبات آن در دادگاه، زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده از وکالت در دوران عقد استفاده کرده و پس از قطعیت حکم، تقاضای اجرا و ثبت طلاق کند. حکم در دفتر رسمی ثبت طلاق و خود طلاق. آهسته. تدریجی.

• اگر مرد تا شش ماه نفقه زن را ندهد

• اگر زن بتواند تخلف مرد (فحش، توهین، ضرب و شتم یا تهدید) را ثابت کند.

• اگر مرد بیماری خطرناکی دارد که قابل درمان نیست.

• اگر مرد دیوانه باشد و امکان برهم زدن عقد وجود نداشته باشد.

• مرد باید به کاری که خلاف آبروی زن است مشغول شود.

• محکومیت مردی به 5 سال حبس یا بیشتر.

• اعتیاد به مواد مخدر یا الکل که به زندگی آسیب می رساند.

• غیبت و ترک زندگی از طرف مرد به مدت شش ماه متوالی.

• محکومیت مرد به هر جرم و مجازات.

• مردی که بعد از پنج سال بچه دار نمی شود.

• ناپدید شدن مرد پس از شش ماه از مراجعه زن به دادگاه.

• مرد بدون اجازه همسرش دوباره ازدواج می کند

M
بازدید : 6
يکشنبه 30 مرداد 1401 زمان : 0:42

جنایاتی که نیاز به دیه دارند

قبل از هر چیز باید بدانید که برای کدام جرایم دیه در نظر گرفته شده است. دیه در موارد زیر پرداخت می شود:

قتل، جراحت یا مثله کردن، که به اشتباه محض اتفاق می‌افتد، و این در صورتی است که مقتول نه قصد ارتکاب جنایت علیه قربانی را داشته باشد و نه قصد ارتکاب عملی را داشته باشد که قربانی را بکشد، مانند پرتاب کردن تیر به هدف شکار و یک نفر را می زند و آن شخص کشته می شود.

قتل، جراحت یا مثله کردن که از روی سهو شبیه به عمد اتفاق می افتد و آن هم در صورتی است که شخص قصد فعلی داشته باشد که معمولاً موجب جرم نمی شود.

موارد جنایت عمدی که قصاص در آن جایز نیست.

جرایم عمدی و شبه عمدی دیوانگان و نابالغ از نظر قانون جزا خطای محض است; همچنین اگر کسی را به عقیده قصاص یا محدور الدم بودن بکشد و این در دادگاه ثابت شود، قتل اشتباهی شبیه به قصد است.

مهریه نیز ارثی است

طبق قانون مجازات اسلامی پول ارثی است. یعنی وقتی خدای ناکرده فردی کشته می شود و طبق قانون اما تقاضای مهریه می کنند این مهریه مانند بقیه به همه ورثه میت به جز اقارب مادری او به ارث می رسد. اموال او بین ورثه تقسیم می شود. این را هم بدانید که وقتی چند نفر در قتلی نقش دارند، تمام افرادی که در این جنایت شرکت کرده اند نیز در پرداخت دیه شریک هستند و باید سهم خود را از دیه به طور مساوی بپردازند.

چه کسی دیه می دهد؟

حتماً در مقابل این سؤال، پرداخت مهریه بر عهده کیست؟ سریع می گویید: «قتل القتل» اما درست نیست، فقط یکی از روش های دیه محسوب می شود. یعنی طبق ماده 462 در قتل عمد و شبه عمد خود شخص مقصر مهریه است ولی طبق ماده 463 اگر قتل بر اثر سهو محض واقع شده باشد و برای شخص ثابت شود. با قسم یا دلیل بر اشتباه محض قضاوت کنید، مانند مثالی که قبلا ذکر شد، بدین ترتیب است که اقارب ذکور خانواده باید دیه را بپردازند.

البته راه دیگری نیز وجود دارد که بستگان مقصری که قانون او را عاقل می خواند، مسئول پرداخت دیه هستند و آن این است که یکی از این افراد پس از اعتراف قاتل به اینکه قتل به دلیل پاکی انجام شده است. اشتباه، او را تایید می کند. به این ترتیب خود شخص مسئول پرداخت پول است.

بد نیست یک نکته را در این زمینه بدانیم و آن زمانی است که مجرم بر اثر اشتباه محض به قتل اعتراف می کند، اما عاقلانه است که اگر یکی از بستگان او باشد اعلام کند که قتل به دلیل نبوده است. یک اشتباه محض، در این شرایط، مجرم باید دیه را بپردازد. پرداخت و مسئولیت از عهده عقیله برداشته می شود.

حال فرض کنید شخصی سنگی را پرتاب کرد، پس از برخورد به شیشه و شکستن آن و از بین بردن گلدان گران قیمتی که نزدیک شیشه بود، به سر شخصی برخورد کرد و او را کشت. این قتل یک اشتباه محض است و مردان خانواده باید دیه را بپردازند اما طبق قانون مسئولیتی در قبال غرامت شکسته شیشه و گلدان ندارند.

وقتی غلیظ شد

جای تعجب نیست، بله، ممکن است مهریه هم متمرکز باشد، یادتان باشد که کمی پیشتر گفتیم که تعیین میزان مهریه در برخی موارد به عهده دادگاه است. ضمناً در اسلام برخی مکان ها و زمان ها از حرمت خاصی برخوردار است و مسلمانان حق ندارند در آن زمان و مکان به کسی آسیب برسانند و در صورت وقوع، مجازات شدیدتری خواهند داشت و از نظر حقوقی نیز جزای نقدی آنها خواهد بود. متراکم یا تشدید شده است. در قانون جزا این مورد شامل 4 ماه قمری است و اگر شخصی در یکی از ماه های رجب، ذی قعده، ذی حجه و محرم مرتکب جرم شود یک سوم به مبلغ پرداختی اضافه می شود. این در مورد همه انواع قتل صدق می کند.

M
بازدید : 7
يکشنبه 30 مرداد 1401 زمان : 0:39

طلاق در قانون مدنی ایران (مواد ۱۱۴۳ تا ۱۱۴۸) بر دو قسم است: الزامی و رجعی. در طلاق رجعی مرد می تواند در ایام عده رجوع کند و نیازی به صیغه جداگانه نیست اما در طلاق مستقیم مرد دیگر حق رجوع ندارد.

*در موارد زیر طلاق صحیح است:

1. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود

2. طلاق یائسگی

3. طلاق خله و مبارک مادامی که زن به عوض متوسل نشده باشد.

مقصود از طلاق خلع این است که زن به دلیل کراهتی که نسبت به مالی که به شوهرش می دهد، شوهرش را طلاق دهد و طلاق مبارکی به این معناست که کراهت از طرف طرفین باشد، اما در این صورت، مبادله نباید بیشتر شود. مبلغ مهریه بودن

4. طلاق سوم که بعد از سه عقد متوالی واقع می شود، اعم از اینکه نکاح ناشی از ازدواج مجدد باشد یا حاصل ازدواج جدید.

بر این اساس نه در قانون مدنی و نه در سایر قوانین نشانه ای از مفهوم طلاق توافقی دیده نمی شود، اما آمارها نشان می دهد که بیش از 30 تا 40 درصد طلاق ها طلاق توافقی است. دلیل این امر را می توان از یک سو در تمایل زوجین به پرهیز از دعوا، جنجال، برخورد، واکنش های بی دلیل و اتلاف وقت بیشتر در دادگاه دانست و از سوی دیگر به نظر می رسد زنانی که با کاستی های قانونی ایران مواجه هستند و ... مشکلات فراوان در راه برنامه ریزی با تقاضای طلاق مواجه شده اند، دست به ابتکاری زده اند که محصول طلاق توافقی است.

در این روش جدید طلاق، در خصوص حقوق مالی زن از قبیل مهریه، جهیزیه و ... موضوع حضانت و ملاقات فرزندان با توافق و تفاهم طرفین تصمیم گیری می شود و این توافق در قید می شود. حکم دادگاه صادر می شود و اجرای قانونی آن تضمین می شود.

در خصوص مبناي حقوقي اين نوع طلاق، لازم به توضيح است كه از آنجايي كه در طلاق توافقي، خواهان مي تواند زوج يا زوجه باشد، بايد بين دو حالت تمايز قائل شد: اگر خواهان زن و شوهر باشد، مبناي قانوني آن مي تواند باشد. ماده 1133 قانون مدنی محسوب می شود. که می گوید «مرد هر وقت بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد». و اگر زن بخواهد قضات دادگاه طلاق توافقی را با ماده 1146 مطابقت می دهند که به طلاق اشاره می کند: «طلاق آن است که زن به دلیل کراهت از مالی که به او می دهد از جمله آن که شوهر خود را طلاق دهد. مال مورد نظر همان یا معادل مهر یا بیشتر یا کمتر از مهر است.

M
بازدید : 9
جمعه 28 مرداد 1401 زمان : 22:15

یکی از مسائلی که مددجویان دادگستری اغلب با آن مواجه هستند، تفکیک دو عنوان دعاوی کیفری و دعاوی حقوقی است که اطلاع از تفاوت این دو عنوان برای موفقیت در دادگستری بسیار مؤثر است:

1- شکایت کیفری مربوط به عملی است که دادگاه برای مرتکب آن مجازات تعیین می کند ولی دادگاه برای دعوای حقوقی مجازاتی در نظر نمی گیرد و فقط مرتکب را مکلف به دادن حقوق قانونی دیگران یا انجام وظایف می کند.

2- شکایت کیفری را می توان در هر کاغذی تنظیم کرد و به مرجع قضایی رساند ولی شکایت حقوقی باید در برگه مخصوصی به نام دادخواست نوشته شود در غیر این صورت پذیرفته نمی شود.

3- شکایت کیفری ابتدا باید برای رسیدگی به مرجعی به نام دادسرا برده شود و پس از انجام تحقیقات در کلانتری و دادسرا جهت رسیدگی به دادگاه ارسال شود. اما دادخواست قانونی باید مستقیماً به دادگاه ارائه شود.

4- شکایت کیفری بدون استفاده از وکیل کیفری در دادگاه قابل طرح است ولی اکثر شکایات حقوقی باید توسط وکیل مطرح شود.

5- برای شکایت کیفری (هر نوع) فقط مهر 2000 تومانی لازم است که در دادگاه مهر می شود ولی برای شکایت حقوقی به نسبت ارزش مالی یک و نیم مهر پرداخت می شود. از دعوا هزار تمبر باطل کرد.

6- پرونده بسیاری از شکایات کیفری حتی با پس گرفتن شکایت از شاکی (مانند شکایت ارتشاء، قتل، زنا و ...) مختومه نمی شود، اما با انصراف شکایت از شاکی، شکایات حقوقی خاتمه می یابد. .

7- در شکایات کیفری شاکی را شاکی و طرف او را شاکی یا متهم و موضوع پرونده را اتهام نیز می نامند. اما در شکایات حقوقی، شاکی را شاکی، طرف او را خوانده و به موضوع دعوی نیز شاکی می گویند.

8- برای دعوت از طرف شکایت کیفری (متهم) به دادگاه برگه ای به نام احضاریه برای وی ارسال می شود ولی برای دعوت از طرف شکایت (متهم) از برگه ای به نام اخطاریه استفاده می کند.

9- در شکایت کیفری در صورتی که متهم (شاکی) به احضاریه توجه نکند و در موعد مقرر به مرجع قضایی معرفی نشود. او را به زور به دادگاه می برند اما در شکایات قانونی اگر متهم به موقع حاضر نشود منتظر او نمی مانند و ممکن است حق را به شاکی بدهند.

10- در دعاوی کیفری بدون وکیل می توانید به رأی دادگاه اعتراض کرده و ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر را بخواهید ولی در دعاوی حقوقی فقط وکیل باید دادخواست تجدیدنظر بدهد.

تعداد صفحات : 1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 16
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه